قهرمان ميرزا عين السلطنه

1737

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )

اتابيك اعظم بود . در عزل اول او كيف خود را برداشته فرارا از دربخانه خارج شد . بخت و اقبال همراهى كرده از ميان هزار نفر اجزاء و اقوام اتابيك همان ساعت فرمانفرماى حاليه كه باعث عزل امين السلطان و خودش چندى مصدر كار بود احضارش كرده وزارت لشكر را داد . در ظرف اين ده سال خودش را منتظر الصداره كرد و آخر الامر به آن رسيد . اما به عقيدهء من همان وزارت خارجه و عزت دائمى سر خانه و زندگى بهتر از صدارت كه آخرش جلاى وطن و اخراج از خانه و لانهء اهل و عيال بود ، اما حب جاه و جلال نمىگذارد . الفاظ تازهء اجتماعى از قرار تلگرافى كه رسيده است براى شيخ احمد نديم آصف الدوله شاه جناب عضد الملك را به قم روانه مىكند و تمام مقاصد و حوائج آقايان را قبول مىفرمايند و روز هفدهم علما و آقايان و جمعى از متجاوز از سه هزار نفر است از قم به طهران مراجعت مىكنند . اين تلگراف را شيخ على اكبر از طرف آقا شيخ فضل الله مجتهد كرده بود . پس از آمدن آقايان و ترتيب و اجراى شرايط كه شده است سايرين هم از سفارت خارج خواهند شد . دكاكين جز نانوا و قصاب كلية بسته است . پنجاه و سه صنف در سفارت جمع شده است . به قدر پانزده هزار نفر مىشوند . روزى دو سه هزار تومان مخارج آنهاست . مىگويند شصت خروار برنج طبخ مىشود . اين مخارج به توسط همان حاجى تقى بنكدار شاهرودى مىشود . چنانچه آن سفر هم او مباشر بود و معلوم نيست از طرف كى داده شده و اينك داده مىشود . در بالاى هر چادر نوشته شده است مثلا « صنف عطار - برادرى - برابرى - امنيت - عدالت » اين الفاظ تازه به گوش ايرانيها مىخورد و تازه معنى آن را دانسته‌اند . انگليسها همه‌كاره تمام سفارت و خيابانهاى اطراف آن تا مسافتى همين‌طور جمعيت چادر زده [ است ] . سفارت انگليس از آنها بدوا قول گرفته كه به خودى خود خارج نشوند تا مطالب آنها را دولت انگليس به اصطلاح « شش ميخه » كند و اطمينان بگيرد . فعلا طرف انگليس است . نزد اينها مىروند تمام را راجع به آنها مىكنند . آقايان از قرار آن تلگراف بيستم وارد مىشوند و در حقيقت اول نزاع و گفتگو آن‌وقت است كه دولت بايد مطالب آنها را قبول كند و فورا اجرا نمايد . طهران تماشائى داشته افسوس من نبودم . خدا كند يك نتيجهء صحيحى از ميان برآيد كه باعث آسايش عامه و ترقى دولت و ملت ايران شود . از قرار